آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

مدتی پیش مطلب زیر توسط ایمیل به دستم رسید:

زیباترین دختر در آلمان

این عکس زیباترین دختر در آلمان است.

دوست دارید از نزدیک او را ببینید و با او گفتگو کنید؟

هر چند هر کاری شدنی است و آرزو بر جوانان عیب نیست، ولی دیدار و گفتگو با این دختر زیبا برای هیچ کس ممکن نیست. علت ناتوانی انسانها در دیدار و گفتگو با این دختر زیبا خیلی ساده است زیرا او هرگز وجود ندارد و عکس او دسترنج یک پروژه ی طولانی مدت در دو دانشگاه آلمان برای ساختن زیباترین چهره میباشد. بله، عکس این دختر بر اساس پژوهشهای زیبایی شناسی توسط دانشمندان در دانشگاه های Regensburg و Rostock آلمان و با کمک یک نرم افزار چهره سازی (morphing) ساخته شده است. بطور فشرده باید گفت که دانشمندان در این پروژه با الهام گرفتن از چهره ی ۳۲ پسر و ۶۴ دختر زیبا الگوهای زیبایی را در آنها نشانه گذاری کردند و با مخلوط کردن این چهره ها صورتی تازه که تمامی زیبایی های آن گروه در آن باشد را خلق کردند. باید چند نکته را حتماً خاطر نشان ساخت:

آقایان توجه کنند که:

همانطور که ملاحظه و تجربه درونی خود را در مواجهه با این چهره حس می کنید حتماً متوجه شده اید که علت تاثیر گذاری عجیب و عمیق این چهره بر چند تعبیر بنا شده است: الف) معصومیت؛ ب) آرامش عمیق؛ ج) وجود توجه دقیق در نگاه و حضور در لحظه حاضر؛ د) چهره گشاده و خوش، نه خنده مصنوعی و بیش از حد در آن وجود دارد و نه ژست جدیت و خشونت و چین در چهره؛ هـ) گردن متناسب که به حالت کاملاً صاف قرار گرفته، نه مایل که حالت طنازی و لوس دهد و نه چانه رو به جلو و پیشانی رو به عقب که نشانه غرور و روحیه مردانه است، و نه چانه رو به عقب و ایجاد غبغب که تقلید ژست های ارتشی و مدیرانه است؛ و) نگاه بسیار نجیب و پر حیا که ایجاد حس احترام بسیار زیاد و رعایت حریم می کند. تجربه احساس علاقه به این خانم برای بسیاری از آقایان تجربه ای جدید و جالب است، زیرا اظهار میکنند که بدون احساس کردن تاثیرهای جن/سی و یا رویاسازی های جن/سی، علاقه ای پاک و عمیق را به او حس میکنند.

خانمها توجه کنند که:

همانطور که ملاحظه میکنید این خانم: الف) چهره ای عاری از هر نوع رنگ آرایشی دارد، مطالعات مختلف نشان داده اند که ایجاد اخلاف کنتراستهای رنگ در صورت، فقط تحریکات جنسی را در جنس مخالف زیاد میکند نه تاثیر گذاری شخصیتی را؛ ب) آرایش موها بسیار ساده، اما بسیار تمیز و مرتب است؛ د) چهره این خانم عاری از تمام حالتهایی است که در دیگر بانوان حسادت ایجاد کند، مگر در درصدی که از بیماری حسادت به شکلی روانی رنج میبرند؛ هـ) آرامش نگاه و چهره این خانم او را کاندید خوبی برای دوستی میکند که اعتماد به وی کار بسیار ساده ای است؛ و) اگر به شما گفته شود که این خانم پزشک شما، پرستار شما، یا حتی منشی همسر شماست، احساس اعتماد کاملی نسبت به او میکنید و حتی در مورد آخر که پای شوهر شما در میان است، خیالتان از این خانم و نجابت او راحت است و تنها ممکن است احتمال دهید که همسرتان به او دل ببازد!؛ ح) زیبا و دلنشین بودن بسیار کم خرجتر از آن است که شما دارید زندگی میکنید و زیبایی واقعی وقت شما را به مراتب کمتر میگیرد؛ و) به سختی میتوانید سن دقیق برای این خانم بگویید، بیشترین کسانی که خواسته اند خود را به زور از تک و تا نیندازند و سن دقیقی را برای ایشان ارائه دهند نیز خطاهای خنده داری کرده اند. جوانی در این چهره به همراه و توام با پختگی به چشم میخورد. پختگی بی ادعا که نیاز به گفتگوی طولانی در باره موضوعهای ظاهراً جدید اداری یا اقتصادی و سیاسی ندارد!

احتمالاً تعداد زیادی از شما این مطلب رو قبلاً خوندید و این عکس رو دیدید.

اما چیزی که من را بعد از چند ماه دوباره به سمت این تصویر و این نوشته ها کشوند، مطلبی بود که در کتابی تحت عنوان "کورش هخامنشی، بنیانگذار ایران پهناور" چند شب پیش خوندم.

در قسمتی از کتاب که درباره کودکی "کورش" نوشته شده، از قول "کزنفون" مورخ یونانی گفته شده که:

وقتی برای اولین بار "کورش" با پدربزرگ خود "آستیاک" روبرو شد، کودکی بود 12 ساله. آستیاک به رسم مادها ردای بلند ارغوانی بر تن و گردن بندهای متعدد بر گردن و دست بندهای جواهرنشان به دست داشت و صورت خویش را بزک کرده بود و موی عاریه بر سر نهاده، چشمانش را رنگ کرده بود و جواهرات بسیار داشت. "کورش" که از سمت پدری "پارس" بود، با این تجملات و زیورها بیگانه بود. چرا که "پارسی" ها، حتی امروز، هنگامی که در کشور خویش باشند، دارای جامه هایی به غایت ساده هستند و در رسوم و آداب صحبت خیلی ساده و عاری از هرگونه تجملات می باشند.

خلاصه ماجرا اینه که "کورش" با دیدن آن همه زرق و برق با لحن بچگانه ای می گه: مادر! پدربزرگ چقدر زیباست!!!!

و در جایی دیگر گفته شده که:

مردمان "پارس"، در غذا خوردن بسیار ساده و بی تکلف هستند و هنگام صرف غذا بسیار آهسته و با آرامش غذا می خورند. 

Cyrus

 (کتیبه حک شده بر دیوار کاخ اختصاصی کورش در پاسارگاد: منم! کورش.. شهریار هخامنشی.)

این مطالب رو که خوندم به یه چیز فکر کردم، سالیان ساله که ما (شخص خودم بیشتر از همه) داریم خودمونو می کُشیم که چرا زبان عربی؟ دین عرب؟ یا حالا هرچیز دیگه "عربی" و "عرب"؟؟؟؟؟

من آدم مذهبی نیستم!

یعنی خشکه مقدس نیستم!

اما:

گفته شده که مردم "پارس" بسیار ساده می پوشیدند و از تجملات، چه در ظاهر و چه در کلام دور بودند، ولی امروز می بینم که دختران ما برای پیاده روی در فضای شهرک چهارقدمی ما، اونم توی یه بعد از ظهر یخ زده زمستونی که ساعت 4 و نیم هوا اونقدر تاریک می شه که کسی عملاً چهره طرف مقابلش رو نمی بینه، بیشتر از 45 دقیقه وقت صرف آرایش موها و چهره شون می کنند تا نیم ساعت پیاده روی!!؟؟؟ کنند.

بیشترین هزینه ای که اکثر ما زن های ایرانی امروزی پرداخت می کنیم برای خرید لباس (هرچه گرون تر بهتر) و یا برای جراحی بینی ایه که خودش به خودی خود هیچ مشکلی نداره و نه برای حتی سلامت واقعی.

تمام هم و غم ما ایرانی های این روزها شده این که برای پذیرایی از فلان مهمون بوقلمون بگیرم، چون اون برای ما مرغ فلان جور پخته، و یا در یک حرکت تاریخی در پارک ملت ساندویچ عظیم رکوردداری را به طرفة العینی از صفحه روزگار محو می کنیم؛ در حالی که رضاشاه (که خیلی ها لعنتش می کنند ولی من به شخصه هربار اسمش می آد از خدا برای خودش و پدرش طلب مغفرت و آرامش می کنم!) از این نظر که غذای ساده می خورده و هنگام غذا خوردن بسیار آرام و متین بوده، ‌راهروی راه کورش بزرگ بوده و ما نیستیم.

یه سوال دارم:

آیا فقط زبان عربی مشکل داره؟

ما فقط با دینی که اعراب برامون آوردن مشکل داریم؟ 

یا بهتر بگم آیا تمام مشکلات فرهنگی ما از دینی که اعراب برامون آوردن پدید آمده؟

اگه چیزی قراره برای ما "فرهنگ" باشه اون طرز رفتار و لباس پوشیدن و غذا خوردنه که الان هیچی ازش نمونده. دین اسلام (خوب و بدش مهم نیست!) برای هر کودکی که در ایران از یک پدر و مادر مسلمان به دنیا می آد، اجباریه! اما می تونیم روش لباس پوشیدن ساده و بی تکلف و غذا خوردن با متانت را از نیاکان ارزشمندمون یاد بگیریم. رعایت احترام مهمان، برای هر ایرانی اصیل فرضه. اما نیازی نیست که وقتی مهمانی قراره بیاد به دیدنمون، اونقدر خودمون رو در سختی قرار بدیم که یواش یواش از اسم "میهمان" به لرزه بیفتیم.

فقط خواستم درد دلی کرده باشم.

من خودم از روزی که این مطلب رو خوندم دیگه آرایش نمی کنم.. باور کنید. هرچه ممکنه ساده تر، اما درنهایت تمیزی و آراستگی می رم بیرون و با افتخار بیشتری بر زمین قدم می گذارم. چون حس می کنم "ایرانی" ترم!

نوشته شده در 1387,11,07 ساعت 16:19 توسط ترنج بانو | 32 نظر
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

http://toranjbanoo.blogsky.com

http://toranjbanoo.blogsky.com

http://toranjbanoo.blogsky.com

دختر نارنج و ترنج

دختر نارنج و ترنج - ما ایرانی ها...

دختر نارنج و ترنج

دختر نارنج و ترنج

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog